تولید و فروش
در این قسمت ظرفیت های تولید یا ارائه خدمات در دوره بهره برداری (معمولاً ۱۰
سال) نمایش
داده میشود. اطلاعات شامل موارد زیر است:
1- ظرفیت تولید سالانه
2- قیمت فروش هر واحد محصول
3- درآمد فروش ناخالص سالیانه
سپس فروش خالص از جمع کل درآمد ها پس از کسر مالیات بر فروش و افزودن سایر درآمد ها
محاسبه
میشود. در پروژه هایی با بیش از یک محصول، برای هر محصول جدول جداگانهای ارائه
شده و در
پایان جدول کل فروش محصولات قابل مشاهده است.
هزینه های تأمین مالی
این بخش جریان های نقدی مربوط به منابع مالی پروژه را نمایش میدهد، شامل:
1- حقوق صاحبان سهام
2- وام های بلند مدت
3- وام های کوتاه مدت
نکات کلیدی:
1- کل جریان های نقدی ورودی از جمع فاز ساخت و بهره برداری محاسبه میشود.
2- بازپرداخت وام ها بر اساس اقساط دوره بهره برداری نمایش داده میشود.
3- کل تأمین مالی بلند مدت از مجموع جریان های نقدی در پایان بهره برداری به دست
میآید.
4- کل جریان های مالی پروژه برابر با مجموع تأمین مالی بلند مدت و سرمایه در گردش
است.
زیر پنجره ها شامل سه بخش هستند:
• جریان های نقدی مالی
• کل بدهیها
• جزئیات بدهی ها
در این بخش میتوان روند باز پرداخت وام ها، مانده بدهی ها، تعدیلات نرخ ارز، و
هزینه
های مرتبط با اخذ وام (هزینه تعهد، تضمین، نمایندگی و...) را مشاهده کرد.
جریان های نقدی برای برنامهریزی مالی
جریان های نقدی به دو گروه تقسیم میشوند:
1- ورودیها مانند:
o سرمایه گذاری سهام داران
o وام های کوتاه مدت و بلند مدت
o درآمد فروش
o سود سپرده های بانکی
2- خروجیها مانند:
o خرید دارایی های ثابت (زمین، ماشینآلات و...)
o خرید دارایی های جاری
o هزینه های عملیاتی و بازاریابی
o هزینه های تأمین مالی
o پرداخت سود سهام داران
در پایان جدول، برآیند کل جریان های نقدی نمایش داده میشود که مازاد یا کسری نقدی
پروژه
را در هر سال (به صورت عدد مثبت یا منفی) نشان میدهد.
جریانات نقدی تنزیل شده و تحلیل های مالی
پروژه
1- جدول جریانات نقدی تنزیلشده
این جدول مشابه جدول (جریانات نقدی برای برنامه ریزی مالی) است، با این تفاوت که
در آن،
جریانات مالی ناشی از تأمین سرمایه (مانند وام ها یا سرمایه گذاری سهامداران)
نمایش داده
نمی شود.
در این بخش صرفاً جریانات واقعی اقتصادی پروژه شامل درآمد ها و هزینه های عملیاتی
لحاظ
میگردد. به همین دلیل، از داده های این جدول میتوان شاخص های مالی اصلی پروژه
مانند
ارزش خالص فعلی (NPV) و نرخ بازده داخلی (IRR) را محاسبه نمود. این شاخص ها در
انتهای جدول
به صورت خودکار توسط نرم افزار نمایش داده میشوند.
2- نمودار NPV به کل سرمایه
این نمودار رابطه میان ارزش خالص فعلی (NPV) و نرخ تنزیل را نشان میدهد. همان
گونه که از
مفهوم اقتصادی تنزیل بر میآید، این رابطه معکوس است؛ بدین معنا که با افزایش نرخ
تنزیل،
مقدار NPV کاهش یافته و بالعکس.
نقطه ای که در آن NPV برابر صفر میشود، نرخ بازده داخلی (IRR) پروژه است. در کنار
نمودار،
جدول عددی مربوط به مقادیر NPV برای نرخ های مختلف تنزیل نیز نمایش داده میشود.
3- نمودار حساسیت نرخ بازده داخلی (IRR)
در این طرح نرخ بازده داخلی طرح IRR برای بررسی حساسیت پروژه در نظر گرفته شده و با
نرم
افزار کامفار تغییرات نرخ بازده داخلی سرمایه گذاری را با توجه به تغییرات احتمالی
در قیمت
فروش، قیمت عوامل تولید و حجم سرمایه گذاری ثابت پروژه بررسی شده است با محاسبات
انجام شده
IRR پروژه در حالت عادی 121.23 % می باشد همانطور که مشاهده می شود فرضا در صورت
کاهش درآمد
به میزان 8% نرخ بازده داخلی طرح تا 107.61% کاهش می یابد. در زیر نمودار حساسیت
نرخ بازده
داخلی طرح IRR نسبت به تغییرات سه عامل درآمد فروش، هزینه های عملیاتی و افزایش در
دارایی
های ثابت طرح آورده شده است.
4- نمودار دوره بازگشت سرمایه عادی
این نمودار زمان بازگشت کل سرمایه گذاری پروژه را بدون در نظر گرفتن ارزش زمانی
پول نشان
میدهد. در واقع، نقطه بازگشت سرمایه عادی زمانی است که جریان نقدی تجمعی پروژه
مثبت
میشود. در این محاسبه، تمام مبالغ بهصورت اسمی در نظر گرفته شدهاند و اثر تورم
یا تنزیل
لحاظ نشده است.
5- نمودار دوره بازگشت سرمایه تنزیلشده
این نمودار مشابه نمودار قبلی است با این تفاوت که در محاسبهی آن، ارزش زمانی پول
در نظر
گرفته شده است. به همین علت، دوره بازگشت سرمایه تنزیل شده معمولاً طولانیتر از
بازگشت
عادی است؛ زیرا ارزش فعلی جریان های نقدی در طول زمان کاهش مییابد
6- جدول کل حقوق صاحبان سهام
این جدول، جریانات نقدی مربوط به سرمایه گذاران یا صاحبان سهام را نمایش میدهد.
در بخش
ورودیها، مبالغ سرمایه گذاریشده توسط سهام داران درج شده و در بخش خروجی ها،
مبالغی که
به صورت سود یا بازپرداخت سرمایه به آنها باز میگردد نشان داده میشود. در
انتهای جدول،
ارزش خالص فعلی در نرخ تنزیل سهام داران محاسبه میشود که بیانگر بازده سرمایه
گذاری آنان
است.
7- نمودار نسبت NPV به کل حقوق صاحبان سهام
در این نمودار، محور افقی نرخ تنزیل سهام داران و محور عمودی مقدار NPV است. شیب
منفی
نمودار نشان میدهد که با افزایش نرخ تنزیل، ارزش فعلی بازده کاهش مییابد. پروژه
در صورتی
مورد تأیید سرمایهگذاران خواهد بود که در نرخ تنزیل مورد انتظار آنان، مقدار NPV
مثبت
باشد.
8- جدول سرمایهی شرکا
این جدول در پروژه هایی که چند شریک دارند فعال میشود و جریانات نقدی هر شریک را
به صورت
جداگانه نشان میدهد. مبالغ ورودی و خروجی هر شریک، همراه با نرخ تنزیل مختص به او،
محاسبه
شده و در نتیجه، شاخص های مالی زیر ارائه میگردد:
1- خالص ارزش فعلی (NPV) سرمایه گذاری هر شریک
2- نرخ بازده داخلی (IRR)
3- نرخ بازده داخلی تعدیلشده (MIRR)
در قسمت چهارم این پنجره، نمودار نسبت NPV به سرمایه ی شرکا نیز قابل نمایش است.
این
نمودار برای هر شریک نزولی بوده و نقطهای که در آن NPV برابر صفر میشود، نرخ
بازده داخلی
همان شریک است.
صورت حساب سود و زیان
صورت حساب سود و زیان یکی از بخش های اصلی تحلیل مالی در پروژه ها است و نشان می
دهد که
طرح در هر سال بهره برداری تا چه اندازه سود آور است. در این جدول، ابتدا درآمد
حاصل از
فروش محصولات یا خدمات ثبت میشود. سپس با کسر هزینه های متغیر شامل مواد اولیه،
نیروی
انسانی متغیر، انرژی و سایر هزینه های وابسته به تولید، حاشیه سود ناخالص محاسبه
میگردد.
در مرحله بعد، هزینه های ثابت مانند حقوق کارکنان ثابت، هزینه های بازاریابی،
استهلاک
تجهیزات، بیمه، اجاره و سایر هزینه های غیر متغیر از حاشیه سود ناخالص کم میشود
تا سود
عملیاتی به دست آید. سود عملیاتی بیانگر سود واقعی پروژه پیش از در نظر گرفتن هزینه
های
مالی است.
پس از آن، هزینه های تأمین مالی مانند بهره وام ها یا سود تسهیلات کسر میگردد تا
سود
ناخالص عملیاتی مشخص شود. در این مرحله هنوز درآمد ها و هزینه های غیر مترقبه لحاظ
نشدهاند.
در ادامه، با افزودن درآمد های غیر عملیاتی (مانند درآمد حاصل از فروش دارایی ها)
و کسر
هزینه های غیر عملیاتی، سود قبل از مالیات به دست میآید. سپس با کسر مالیات بر
درآمد، سود
خالص پروژه محاسبه میشود که نشان دهنده میزان سود نهایی سرمایهگذار پس از پرداخت
تمام
هزینهها و مالیات ها است.
در پایان، نسبت های سود آوری نیز از این جدول استخراج میشوند، از جمله:
1- نسبت سود خالص به فروش: بیانگر درصد سود نهایی از هر واحد فروش است.
2- نسبت سود خالص به حقوق صاحبان سهام: نشاندهنده بازده سرمایهگذاری مالکان پروژه
است.
3- نسبت سود خالص به علاوه بهره به سرمایهگذاری کل: شاخصی برای ارزیابی کارایی کل
منابع
مالی پروژه.
به این ترتیب، صورت حساب سود و زیان تصویری روشن از وضعیت مالی، توان سود دهی و
کارایی
اقتصادی طرح در طول سالهای بهره برداری ارائه میدهد.
تحلیل نقطه سر به سر
تحلیل نقطه سر به سر یکی از شاخص های کلیدی ارزیابی مالی است که مشخص میکند پروژه
از چه
سطحی از فروش، وارد مرحله سود آوری میشود. به عبارت دیگر، نقطه سر به سر سطحی از
درآمد
فروش است که در آن مجموع هزینه های ثابت و متغیر پروژه به طور کامل پوشش داده شده
و سود
خالص برابر صفر میشود.
در نرم افزار، این نقطه با استفاده از داده های هزینه و فروش محاسبه میشود.
ابتدا درآمد
فروش و هزینه های متغیر استخراج شده و حاشیه سود (تفاوت بین فروش و هزینه های
متغیر)
تعیین میگردد. سپس با مقایسهی حاشیه سود با هزینه های ثابت، میزان فروش لازم
برای پوشش
کامل هزینه ها به دست میآید.
هرچه حاشیه سود بالاتر باشد، نقطه سر به سر در سطح پایین تری از فروش قرار میگیرد
و پروژه
زودتر به مرحله سود دهی میرسد. در مقابل، نقطه سر به سر بالا نشانهی حساسیت زیاد
طرح به
تغییرات فروش بوده و بیانگر ریسک مالی بیشتر است.
در این بخش نسبتهای تحلیلی نیز قابل مشاهدهاند، از جمله:
1- نسبت حاشیه سود به درآمد فروش در هر سال،
2- نسبت فروش سر به سر به فروش واقعی پروژه،
3- و نسبت پوشش هزینه های ثابت توسط حاشیه سود، که بیانگر توان پروژه در عبور از
مرز زیان
دهی است.
در صورت تمایل، کاربر میتواند تحلیل نقطه سر به سر را برای هر محصول به صورت
جداگانه یا
کل پروژه مشاهده کرده و تأثیر هزینه های مالی را در محاسبات لحاظ یا حذف کند. به
این
ترتیب، تحلیل نقطه سر به سر ابزاری دقیق برای سنجش تاب آوری مالی پروژه در برابر
تغییرات
بازار و تصمیمگیری درباره سطح بهینهی تولید و فروش است.
ترازنامه و نسبتها
ترازنامه یکی از اصلی ترین اجزای نتایج مالی پروژه است که وضعیت داراییها، بدهی
ها و
حقوق صاحبان سهام را در طول دورهی بهره برداری نمایش میدهد. این جدول به صورت
پیشبینی
شده برای سالهای مختلف عمر طرح تنظیم شده و به همراه چند نمودار تحلیلی ارائه
میشود.
1- داراییها
دارایی های پروژه به دو گروه اصلی تقسیم میشوند:
الف) دارایی های جاری
این بخش شامل اقلامی است که نقد شوندگی بالایی دارند، مانند:
1- موجودی مواد اولیه و ملزومات،
2- کالای در جریان ساخت،
3- کالای ساخته شده،
4- حساب های دریافتنی یا مطالبات پروژه،
5- موجودی نقدی (صندوق یا حسابهای بانکی)
6- سپرده های کوتاه مدت و وجوه نقد اضافی.
ب) داراییهای ثابت
این دسته شامل اقلامی با ماهیت بلند مدت است که برای تولید و بهره برداری استفاده
میشوند،
از جمله:
1- سرمایهگذاری های ثابت
2- دارایی های در حال ساخت
3- مخارج پیش از تولید
4- استهلاک انباشته و ذخیره استهلاک (که از داراییهای ثابت کسر میشوند).
در صورت وجود، زیان انباشته قابل انتقال از سالهای گذشته نیز به عنوان بخشی از
دارایی ها
لحاظ میشود.
2- بدهی ها
بدهی های پروژه در دو طبقهی اصلی گزارش میشوند:
الف) بدهی های جاری:
مانند حساب های پرداختنی، تسهیلات کوتاه مدت، و سایر تعهدات قابل پرداخت در
دورهی کوتاه.
ب) بدهی های بلند مدت:
شامل وام های میان مدت و بلند مدت، تعهدات تأمین مالی، و سایر بدهی هایی که سر
رسید
آنها بیش از یک سال است.
3- حقوق صاحبان سهام
این بخش نشان دهندهی منابع مالی مالکین پروژه است و شامل موارد زیر میشود:
1- سهام عادی و ممتاز،
2- یارانهها یا کمک های بلاعوض،
3- سود انباشته ابتدای دوره،
4- سود تقسیم نشدهی پایان هر سال.
4- نسبت های مالی ترازنامه
در انتهای این بخش، نرم افزار چند شاخص کلیدی را بهصورت نموداری نمایش میدهد که
وضعیت
پایداری مالی پروژه را نشان میدهد:
1- نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی ها:
هرچه این نسبت بیشتر باشد، اتکای پروژه به منابع مالی داخلی بیشتر و ریسک مالی کمتر
است.
2- نسبت ثروت خالص به بدهی ها:
نشان میدهد چه میزان از تعهدات پروژه توسط ارزش داراییهای خالص پوشش داده میشود.
3- نسبت بدهی بلند مدت به ثروت خالص:
شاخصی از اهرم مالی و ریسک وام دهندگان است؛ هرچه کمتر باشد، پایداری مالی پروژه
بالاتر
است.
4- نسبت دارایی های جاری به بدهی های جاری (نسبت جاری):
میزان توانایی پروژه در تسویه بدهی های کوتاه مدت را نشان میدهد. نسبت بالاتر،
بیانگر
وضعیت نقدینگی بهتر است.
بهطور کلی، ترازنامه تصویری جامع از ساختار مالی پروژه ارائه میدهد و در کنار
نسبت های
تحلیلی، امکان ارزیابی قدرت نقدینگی، ریسک مالی و پایداری سرمایهگذاری را فراهم
میسازد.
ارزشیابی و نسبت ها
این بخش آخرین مرحله از تحلیل نتایج خروجی کامفار است و شامل دو گروه اصلی نسبتها
میشود:
نسبت های تأمین مالی و نسبت های کارایی.
نسبت های تأمین مالی
نسبت های تأمین مالی توانایی پروژه در پرداخت بدهی ها و میزان ریسک آن را نشان
میدهند و
برای مقایسه چند پروژه نیز قابل استفاده هستند.
1- نسبت بدهی بلند مدت به ثروت خالص
o این نسبت از ترازنامه بهدست میآید و نشاندهنده میزان استفاده از بدهی برای
تأمین منابع
مالی پروژه است.
o هرچه این نسبت کمتر باشد، پروژه از اهرم مالی کمتری استفاده کرده و ریسک مالی آن
پایینتر
است.
2. نسبت جاری (دارایی های جاری به بدهی های جاری)
o نسبت دارایی های جاری به بدهی های جاری، توان پروژه در پوشش بدهی های کوتاه
مدت را
نشان میدهد.
o نسبت بالاتر نشان دهنده قدرت بیشتر پروژه در تسویه بدهی های جاری است.
3. نسبت جریانات نقدی به بدهیهای بلندمدت
o برای محاسبه، مجموع وجوه اضافی یا کسری باز پرداخت، بهره قابل پرداخت و سایر
هزینه های
مالی را تقسیم بر بدهی های بلند مدت میکنیم.
o این نسبت نشان میدهد چه میزان از بدهی های بلند مدت توسط جریان نقدی پروژه
تضمین
میشود؛ نسبت بالاتر ریسک سرمایهگذاران را کاهش میدهد.
4. نسبت حساب های دریافتنی به حساب های پرداختنی
o این نسبت که به نسبت بدهکاران به بستانکاران نیز معروف است، توان پروژه در مدیریت
مطالبات
و بدهی ها را نشان میدهد.
o مقدار پایین این نسبت ریسک پروژه را افزایش میدهد، زیرا نشاندهنده وجود حساب
های
دریافتنی کمتر نسبت به بدهی ها است.
5. نسبت پوشش بدهی های بلند مدت
o برای محاسبه، وجوه اضافی یا کسری بهعلاوه باز پرداخت، بهره و سایر هزینه های
تامین مالی
تقسیم بر مجموع باز پرداخت وام و بهره میشود.
o این نسبت سنجشی از توانایی پروژه در باز پرداخت وام های بلند مدت و هزینه های
مالی
مربوطه است.
نسبت های کارایی
این نسبت ها، کارایی پروژه را در بخش های مختلف نشان میدهند و امکان مقایسه
عملکرد
پروژه ها را فراهم میآورند.
1- نسبت فروش به کل سرمایه
o درآمد فروش سالیانه تقسیم بر هزینه سرمایه گذاری.
o نشان میدهد هر واحد سرمایه گذاری در پروژه چه میزان درآمد زایی داشته است.
2- نسبت سرمایه گذاری به هزینههای پرسنلی
o هزینه های سرمایهگذاری تقسیم بر هزینه های پرسنلی.
o شاخصی از سطح فناوری و سرمایه گذاری انجام شده برای نیروی انسانی پروژه است؛
هرچه نسبت
بالاتر، نشان دهنده فناوری بالاتر است.
3- نسبت موجودی کالا به فروش
o میزان کالای موجود تقسیم بر فروش.
o نشان دهنده گردش موجودی و اثر بخشی مدیریت بازاریابی است. موجودی پایین در واحد
فروش
معمولاً برای کاهش هزینه سرمایه گذاری مطلوب است.
4- نسبت خالص جریانات نقدی به کل فروش
o جریان نقدی خالص سالیانه تقسیم بر درآمد فروش.
o این نسبت میزان کارایی بازاریابی و توان پروژه در تولید نقدینگی را نشان میدهد و
برای
مقایسه پروژه ها مفید است.
تحلیل اقتصادی پروژه
بخش تحلیل اقتصادی، نتایج مالی و عملکرد کلان طرح را از دیدگاه سرمایهگذار، جامعه
و اقتصاد
ملی بررسی میکند. در این قسمت، اطلاعات حاصل از بخشهای مالی، تولیدی و فنی با
یکدیگر
تلفیق شده و مبنای تصمیم گیری درخصوص توجیه پذیری اقتصادی پروژه قرار میگیرد.
1- هدف از تحلیل اقتصادی
هدف اصلی از انجام تحلیل اقتصادی، تعیین میزان کارایی طرح از نظر تخصیص منابع،
بازدهی
سرمایه، و اثرات اقتصادی و اجتماعی آن است. این تحلیل به تصمیم گیرندگان کمک
میکند تا
پروژه هایی انتخاب شوند که بیشترین ارزش افزوده و کمترین ریسک اقتصادی را برای
کشور یا
سرمایهگذار به همراه دارند.
2- مفروضات اصلی تحلیل
در تحلیل اقتصادی، مجموعه ای از فرضیات بهعنوان مبنا در نظر گرفته میشود، از
جمله:
1- عمر مفید پروژه و دوره ساخت
2- ظرفیت تولید و ضریب بهره برداری
3- قیمت های پایه (ارزی یا ریالی)
4- نرخ تورم و نرخ تنزیل
5- ترکیب منابع مالی (سرمایهگذاری و تسهیلات بانکی)
6- هزینه های عملیاتی و عمومی
7- میزان مالیات، یارانه یا معافیت های مالیاتی
تمام محاسبات اقتصادی با لحاظ این فرضیات و بر اساس جریانهای نقدی واقعی و
تنزیلشده انجام
میشود.
3- شاخص های ارزیابی اقتصادی
برای ارزیابی طرح از دیدگاه اقتصادی، شاخص های اصلی زیر محاسبه و تحلیل میشود:
الف) ارزش خالص فعلی اقتصادی (ENPV)
نشان دهنده تفاوت بین ارزش فعلی منافع و هزینه های اجتماعی پروژه است. اگر مقدار
ENPV
مثبت باشد، پروژه از نظر اقتصادی به نفع جامعه بوده و اجرای آن توجیهپذیر است.
ب) نرخ بازده داخلی اقتصادی (EIRR)
نرخی است که در آن ارزش فعلی منافع و هزینه های اقتصادی برابر میشود. چنانچه EIRR
بیش از
نرخ تنزیل اجتماعی (Social Discount Rate) باشد، طرح از منظر اقتصاد ملی سود آور
است.
ج) نسبت منافع به هزینهها (B/C Ratio)
اگر نسبت منافع به هزینه ها بزرگ تر از یک باشد، طرح توجیه پذیر است؛ در غیر این
صورت
اجرای آن مقرون به صرفه نیست.
د) دوره بازگشت اقتصادی
مدت زمانی است که منافع خالص تجمعی طرح، هزینه های سرمایه گذاری اولیه را پوشش
میدهد.
این شاخص، سرعت بازگشت سرمایه اجتماعی را نشان میدهد.
5- تحلیل حساسیت اقتصادی
در این بخش اثر تغییرات پارامترهای کلیدی مانند:
1- قیمت فروش محصول
2- نرخ ارز
3- هزینه انرژی یا مواد اولیه
4- حجم تولید
بر شاخص های اقتصادی (ENPV و EIRR) بررسی میشود. این تحلیل کمک میکند تا میزان
پایداری
اقتصادی طرح و نقاط ضعف احتمالی آن شناسایی گردد.
6- آثار اقتصادی و اجتماعی طرح
علاوه بر بازده مالی، اجرای پروژه معمولاً آثار مثبت اقتصادی و اجتماعی متعددی به
همراه
دارد، از جمله:
1- اشتغال زایی مستقیم و غیر مستقیم
2- افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP)
3- جایگزینی واردات و توسعه صادرات
4- انتقال فناوری و ارتقای بهره وری صنعتی
5- بهبود زیر ساخت های منطقهای و توسعه مناطق کمتر توسعه یافته
جمع بندی تحلیل اقتصادی
نتایج نهایی تحلیل اقتصادی، تصویری جامع از کارایی طرح ارائه میدهد. چنانچه شاخص
های اصلی
از جمله ارزش فعلی خالص مثبت، نرخ بازده داخلی بالاتر از نرخ تنزیل و نسبت منافع به
هزینه
ها بیش از یک باشد، پروژه از نظر اقتصادی توجیه پذیر تلقی میشود.
در غیر این صورت، لازم است اصلاحاتی در بخش فنی، ظرفیت تولید، قیمت فروش یا ساختار
مالی طرح
صورت گیرد تا بازدهی اقتصادی آن افزایش یابد.